{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیایی
چـه غـریــبانه غـریبــانه نـوشـتـم کـه کـجـایی

چــه صمــیمانه نـوشـتم کـه تویـی ذوق زبـانم
و تـو انـگار نه انـگار که هـــم صـحبـت مـایـی

چـه یتـیمانـه نشـستـم و نـوشـتم کـه مـرو یار
و تـو رفتــی و مـن و بـرزخ ایـن فصل جدایی

پشــت پای تو هـمه بـاور و ایمـان دلـم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی

بـه خـدایـی که میان مـن و تو فاصله انداخت
چـه خـدایی که فقـط باب دلش هست جدایی

شـاعــران غــربــت غــم بــار مـرا شــعر کنــید
بنـویسـید از ایـن زنـدگی تـلـخ از ایـن تنـهایی.....
دیدگاه ها (۱)

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

بازی بوسه ی تو با لب من حرف نداشتنور باران رخت در شب من حرف ...

نی بزن خواهش،ولی امشب کمی غمگین نواز.خوش نباشد حال من امشب ک...

امشب اگر ساقی شوم تا صبح غوغا میکنم"تا بی نهایت عشق را با عش...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

مربی موتور سوار

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 159♡⁠。⁠)⁩نفس پر...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

★彡   Part 43 彡★برگشتم روبه تهیونگ، اما اون مجال گفتن حرفی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط