{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلم‌از‌قلمدان‌قاضی‌افتاد

قلم‌از‌قلمدان‌قاضی‌افتاد
شخصی‌که‌انجا‌حضور‌داشت‌گفت
جناب‌قاضی‌کلنگ‌خود‌رابردارید
قاضی‌خشمگین‌پاسخ.داد،مردک‌این‌قلم‌است
نه‌کلنگ..تو‌هنوز‌قلم.وکلنگ‌راازهم‌نشناسی
مرد‌گفت‌هرچه‌هست‌باشد
توخانه‌مراباان‌ویران‌کردی
مراقب‌نوشته‌ها‌وگفته‌های‌خودباشیم
گاهی‌وقتا‌باتمجید‌وتعریف‌از‌کسی‌دیگه
دل‌عزیزانمان‌راویران‌می‌کنیم..
دیدگاه ها (۱)

باد‌به‌آفتاب‌گفت‌من‌ازتو‌قوی‌ترمان‌پیرمرد‌رامیبینی‌شرط‌‌ می‌...

شب‌خوششش🌟🌟شب‌عاشقان‌‌واقعی‌نه‌کلامی

چقدر‌حرف‌دارد‌این‌تصویر..از فرزندانی که هدیه کرده‌انداز صدقه...

شکست‌قادسیه درتاریخ‌اعراب..

قلمی از قلمدان قاضی افتادشخصی که آنجا حضور داشت گفت:جناب قاض...

قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت : جناب...

قلمی از قلمدان قاضی افتاد … شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جنا...

قلمی از قلمدان قاضی افتاد.شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب ق...

حکایتی از عبید زاکانی قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنج...

✲ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جانا دلم چه میدان...

✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "👇👇👇✍️ : دریکو مالفوی از نظ...

✲ زمان میبرد تا دیگری را پیدا کنیم... :) ✍️ : جاناتان بایرز ...

خوش_قلبی

🔻🔻🔻⛔⛔⛔🔺🔺🔺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط