{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸۱۰
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
اومد روم حواسم نبود دست راستمو گرفت سریع بست به زنجیر کنار تخت محکمش کرد...دست چپو میخواست بگیره سریع کشیدم اینور اون ور ...بالاخره گرفتش بستش...دستامو کشیدم جلو اما محکم بسته بودن...کاش نمیومدم...از زیر زانو هام گرفت کشید پاهام صاف شد...پاهامو تکون میدادم اما خیلی ریلکس و با لبخند حرص درارش کاراشو انجام تک تک با ارامش انجام میداد...پاهامو بست...یکم تکون دادم پاهام میله ش بلند تر شد و باعث شد بیشتر پاهام از هم باز بشه...از روم بلند شد...رفت روبه روم وایستاد...میله ای پرده ای تختو با دوتا از دستاش گرفت...
_من هرکاری بخوام باهات میکنم...یه جورایی امیدوار بودم توام خودت به سمتم بیای...این یه لوله تلسکوپیه هرچقدر تکون بخوری بیشتر بیشتر باز میشه ...منظره ای جالب تری ایجاد میکنی...به پاهام نگاه کرد لبشو برد داخل دهنش...صدای کفش پاشنه بلند از قسمت ورودی اومد...شاهین نگاهش رفت اون ور...یعنی چیکار میخواد کنه...از استرس سکسکه گرفتم...
_میخوام نشونت بدم چیو داری از دست میدی...!
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸۱۱رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

پارت ۸۱۲رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

پارت ۸۰۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

پارت ۸۰۸رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

Fate

سناریو چانp2(به خاطر اینکه زیاد میشه و إپلود نمیشه مجبور شدم 2 پارتیش کنم)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_340دستشو بالا اوردو نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط