{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۱۳۱

ک صدای زنگ خونه امد اهو رفت پشت در ک یک کارتن پستی فرستاده بود ورداشت اورد خونه و درشو وا کرد و با چیزی هایی ک دید جیغ زد

اهو: اراددددددددددد بیااااا(داد)
اراد: چیشده اهو؟ این کارتن چی؟
اهو: بیا نگاه کن

تو کارتن پر از انگشت دست پا سر بریده شده بود ک روشون نوشته بودن اهو و یک سر ک شبیه اهو بود

اهو: این سر منه ک ایناهم دست پاهام
اراد:یعنی چی یعنی یکی رفته اینده ترو کشتع و بدنتو اورده اینجا باید زنگ بزنم به همه بیاین

(نیم ساعت بعد)

عرفان:اصلا همچین چیزی وجود نداره ک یکی بره اینده یکی رو بکشه بعد تیک هایی بدنشو بیاره به گذشته اون شخص
پادسا: عرفان چرا چرت میگی وجود داره همچین چیزی
عرفان: اره داره مگه قانون ۴۵۶ زمان نخوندی میگ ک میتونی از گذشته به اینده چیزی ببری ولی از اینده به گذشته نمتونی چیزی ببری و جرم این کار حداقل ۵۰ هزار سال تو یک اتاق بتنی هستت هرکی ک اینو اورده معلومه قدرت هاش مثل اهو بوده اخه یکی از قدرت هایی اهو همینه
اهو: من ک کاملن گیج شدم سرم داره سوت میکشه
غزل: بزارین من یک توضیح بدم الان یکی رفته اینده اهو رو اهو رو کشته و بدن اهو رو تیک تیکه کرده و اورده به گذشته حالا منظورش این بود ک من اینده ترو کشتم ولی اینجاست ک سواله اهو ک هیچ نمیمیره چطور الان اون کشتش پس
پارسا: پس میتونه این باشه ک اون خود اهو ک خودشو کشته
عرفان: ها داداش درست صحبت کن من‌نفهمیدم
پارسا: نگاه کنید اهو کلی زندگی داشته یعنی گذشته حال اینده پس کسی ک اهو رو کشته گذشته اون بوده یعنی اهو هزارسال پیش حالا چجوره ک اون نمرده دیگ نمدونم
عرفان: من کل گذشته اهورو پاک کردم یعنی کسی تو گذشته اش زندگی نمکنه
غزل: ولی یکی فرار کرده.....
دیدگاه ها (۱)

اهوی من پارت ۱۳۲ غزل:یکی فرار کرده و میخواد اهو رو اذیت کنه ...

اهوی من پارت ۱۳۳اهو اراد بدو بدو رفتن تو اتاق بچه ها ک انا پ...

اهوی من پارت ۱۳۰ اهو:راستی اراد نگفتی بریم دانشگاه جادوگر ها...

اهوی من پارت ۱۲۹ زمین لرزه شد ک شدتش زیاد شد گیسو انا رو بغل...

My bloody love پارت ۲۳

رمان غریبه کوچولو

بعد سال ها سلام مجدد😁‌‌‌‌.............ویو نویسنده:یونا بیهوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط