{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*از اتاق خارج میشه*

*از اتاق خارج میشه*
*ویو توکا*

نمی دونم چرا مشکوکم باید از این به بعد برای خود رییسام کار کنم بهتره برم و آماده بشم

کیوکا: چی شد توکا اخراج شدی نکنه؟

توکا: نه شدم.
ولی از این به بعد باید براشون کار کنم. نمی دونم که چرا مشکوکم.

کیوکا: مگه الان نمیکنی؟

توکانع دیگه باید برم خونشون و اونجا کار کنم و دیگه حق ندارم با هیچ مرد یا پسری ارطبات داشته باشم شاید تو رو هم نتونم ببینم ولی باهات تماس میگیرم

کیوکا: عررررررررر

توکا: چی شده؟

کیوکا: فکر کن مثل این فیلم کره ای ها. اینا عاشقت بشن. سرت دعول کنن اخرم یکیشون بمیره به خاطرت.

توکا: چی اینقدر فیلم دیدی چی میگی از این همه دختر فقط من

کیوکا: میمیری نزنی تو ذوقممممم

توکا: باشه ولی نمی خام اینجوری بشم.

*از اتاق خارج میشه*
*ویو توکا*

نمی دونم چرا مشکوکم باید از این به بعد برای خود رییسام کار کنم بهتره برم و آماده بشم

کیوکا: چی شد توکا اخراج شدی نکنه؟

توکا: نه شدم.
ولی از این به بعد باید براشون کار کنم. نمی دونم که چرا مشکوکم.

کیوکا: مگه الان نمیکنی؟

توکانع دیگه باید برم خونشون و اونجا کار کنم و دیگه حق ندارم با هیچ مرد یا پسری ارطبات داشته باشم شاید تو رو هم نتونم ببینم ولی باهات تماس میگیرم

کیوکا: عررررررررر

توکا: چی شده؟

کیوکا: فکر کن مثل این فیلم کره ای ها. اینا عاشقت بشن. سرت دعول کنن اخرم یکیشون بمیره به خاطرت.

توکا: چی اینقدر فیلم دیدی چی میگی از این همه دختر فقط من

کیوکا: میمیری نزنی تو ذوقممممم

توکا: باشه ولی نمی خام اینجوری بشم.
دیدگاه ها (۰)

عشق یا بردگی (پارت دو)

عشق یا بردگی(پارت سه)

زندگی یا بردگی (مقدمه ی داستان)

بچه ها راجب سناریو برادران هایتانی یه توضیح هایی بدمیک اسم ش...

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند ویو شینا ...

*نام فیک:«دیـداریـــی عجیب»(پارت:۱۱)------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط