{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را آن گونه می ‌خواهم که باغی، باغبانش را

تو را آن گونه می ‌خواهم که باغی، باغبانش را
شبیه مادر پیری که می ‌بوسد جوانش را
.
من آن سرباز دلتنگم که با تردید در میدان
برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد «جانش» را
.
پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر
که بالای سرش می ‌بیند امشب دشمنانش را
.
تو در تقویم من روزی نوشتی: «دوستت دارم!»
از آن پس بارها گم کرده ‌ام فصل خزانش را...
.
شبی در باد می رقصند موهایت... یقین دارم-
شبی بر باد خواهد داد مردی، دودمانش را
.
پرستویی که با تو هم قفس باشد، نمی‌ ترسد
بدزدند آب و نانش را... بگیرند آسمانش را...
.
تو ماهی باش تا دریا برقصد، موج بردارد
تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را!
.
من آن مستم که در می‌خانه‌ای از دست خواهد رفت
اگر دستان_تو پر کرده باشد استکانش را...




علی سلیمانی
دیدگاه ها (۸)

مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانیتسلام و حال پرسی و شروع خوش ز...

.تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه! با یه دامنِ نازکِ صورتییه جای...

...می تواند که تو را سخت زمینگیر کند. درد یک بغض اگر بین گلو...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

جادوی سیاه

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 11✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط