{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق

رمان گناه عشق 🍷
پارت: ۱۹



رفتم کنار دیانا و لبم رو روی لبش گذاشتم. از کمرش گرفتم و محکم به خودم فشوردنش. دیانا از تعجب شل شده بود و فقط نگاهم میکرد چشاش اندازه ی توپ تنیس شده بود بیچارهه فکر کرده من ازش خشم میاد اوخییی دختر مردمو تورو خدا🤣
نیکا:🥹🥹
شایان*نه.. نه.. ارسلان هیچ وقت با خدمتکاراش این کارو نمیکنه امکان نداره. مگه میشه. ولی خب دختره چی می خواست بگه که ارسلان نزاشت حرفش رو ادامه بده؟! یکم به چهره ی دختره نگاه کردم..... آره... خودشه. دیانارحیمی دختر آرش رحیمی. درسته. ولی چرا ارسلان داره میبوستش حتی یک درصد هم اتمینان نمیدم ارسلان بدون اینکه باهاش رابطه ی داشته باشه ببوستش اون پاک تر از این حرفاست.
دیانا*وقتی ارسلان لبام رو بوسید از شدت تعجب شل شده بودم. مگه میشه ارسی گودزیلای مغرور منو ببوسه امکان نداره. به خودم اومدم دیدم دارم خفه میشم.....
...؟.....؟....
دیدگاه ها (۰)

رمان گناه عشق 🍷پارت: ۲۰با دستم ارسلان رو هُول دادم تا بالاخر...

رمان گناه عشق🍷پارت: ۲۱شایان: باید بدیش به من. ارسلان: چرا او...

رمان گناه عشق 🍷پارت: ۱۸دیدم بلهه داره صدای دادزدنای دیانا می...

رمان گناه عشق 🍷پارت: ۱۷صبح با صدای نیکا از خواب بیدارشدم. نی...

واکسن؟-میونگم خوشگلم منو نگاه کن ببینم&(با چشمای اشکی نگاش م...

پری کوچولوی من part¹_ویو شینگ‌ین__سلام من شینگ‌ین هستم به تا...

سرجوخه1Part ²سر میز بودیم همه ساکت بودن که با صدای هایون همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط