قرار بود که عمری قرار هم باشیم

قرار بود که عمری قرار هم باشیم

که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم



اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز

من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم



کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم

غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم



نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار

مگر قرار نشد رازدار هم باشیم



نگفتی‌ام ز چه رو رو گرفته‌ای از من

مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم



به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید

نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم



شکسته است دلم مثل پهلویت آری

شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم
دیدگاه ها (۱)

قرار بود که عمری قرارِ هم باشیم_ که بی قرارِ هم و غمگسار هم ...

شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز تو از کدام دیاری به من بگو،...

Part.3

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 25#فیکشن #لینوصدای رعد توی آسمون پی...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط