{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَنوز بِش فِکـر میکُنیـ ـ×..!

هَنوز بِش فِکـر میکُنیـ ـ×..!
+ نَهـ اَصلاً تُواین 4مآهُ 13روزُ 7سآعَتیـ کِهـ رَفتهِـ×.. یِ بآرَمـ بِش فِکر نَکردَمـ ـ×..!
دیدگاه ها (۱)

.+گفت : قرص برنج؟-گفتم : نه...+گفت : سیانور؟-گفتم : گرونه......

خودم جانم قربانت

من تو همه ماهیانه چقد خرج لوازم ارایشی پوشاک و اینترنت میکنی...

من تو همه ماهیانه چقد خرج لوازم ارایشی پوشاک و اینترنت میکنی...

وقتی که فکر میکنم میبینم اصلا برا خودم زندگی نکردم فقط دارم ...

مهمونی پارت ۶۰

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت پانزدهم 𓆪ات پشت سر جیمین ایستاد.جیمین ...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

روزی خورشید از ماه خواست که باهاش ازدواج کنهاگه ماه می گفت ب...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

همسایه طبقه بالاپارت ۱ اسباب‌کشی هیچ‌وقت جزو چیزهایی نبود که...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط