اول بار نسترنهای صورتی را در سالهای آخر دههی هفتاد خ
اول بار «نسترنهای صورتی» را در سالهای آخر دههی هفتاد خواندم. داستانهایی که به شدت با جریان داستاننویسی غالب تفاوت داشت. هرچند دلبستهگیام به رضا جولایی از چند سال قبلاش با «سوءقصد به ذات همایونی» آغاز شدهبود، چیزی در «نسترنهای صورتی» وجود داشت که هیچگاه از خاطرم نرفت و آن شاید پیوند تاریخ و هولی عمیق بود. کتاب که در سال ۱۳۷۷ درآمده بود نایاب شد و گم، تا اینکه جولایی موافقت کرد بعد بیست و دو سال از نو منتشر شود. کتاب شاملِ ده داستان است که اکثرشان در پروسهی زمانی دوران انتهای قاجار، پهلوی اول و البته فضای مشروطه رخ میدهند. برخی داستانها از جمله داستان سمبولیستی انتهای کتاب نیز جغرافیای مشخصی ندارند. در اکثر داستانها خواننده قرار است غافلگیر شود و این امر بهواسطهی کشفِ یک راز است. کشف یک اتفاق ترسناک. به نوعی میتوان در بسیاری از این داستانها تاریکی، هراس و گاهی خشونت تنانهی آثار آلنپو را دید. حتا در داستانِ عاشقانهی درخشانی چون «مونس و مَردخای» این گفتوگوی بینامتنی با النپو به خوبی مشهود است. آدمهای جولایی عمدتن مرموز هستند. حتا برخی راویاناش تا لحظهی آخر واقعیتِ خود و هویتشان را پنهان میکنند. آنها یا میخواهند مسیر تاریخ را عوض کنند یا تاریخ به حیاتشان به شکلی خونبار پایان میدهد. جولایی در چند داستان شخصیتهای تاریخی واقعی مانند «یپرم خان ارمنی» را استادانه وارد کرده و به روایتاش گره میزند. برای همین مخاطب مدام منتظر است تا اتفاقی عجیب رخ دهد، اتفاقی که معمولن خونسردانه رگها را میگشاید یا بدنها را متلاشی میکند. جولایی بارها ثابت کرده مفهوم «هول» را در داستان عالی اجرا میکند. او حتا در یک رمان ژانری کامل مانند «جاودانگان» یک داستان خونآشامی نیز میسازد و جزو نویسندهگانیست که از هول و اضطراب ناشی از نشناختنِ فاجعهای که عنقریب فرود خواهد آمد قهرماناناش را به سر حدِ جنون میرساند. چیزی که در یکی دیگر از نویسندهگان کلاسیک ژانر ترس یعنی لاو کرافت خواندهایام. اما جولایی تاریخ ایران را با این ترس پیوند میزند. او در این داستانها راوی حفرههای بلعندهی تاریخ است که قربانیان خود را پس نمیدهند و حتا هیچ نام و استخوانی هم از آنها باقی نمیگذارند. نویسندهی «شکوفههای عناب» این هراس را کاملن رئالیستی اجرا میکند، تاریخ و جغرافیایِ روایی را تاریکیای در بر گرفته که از داخلاش دشنهها یا تپانچهها و گاه آدمخوارهایی گرسنه منتظر گوشت تازهی انسان ایرانی هستند. «نسترنهای صورتی» با ذاتی سیاسی یک کتابِ نفسبُر است...
- ۵۷.۲k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۶۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط