{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب از نگاه پنجره زل زده

شب از نگاه پنجره زل زده

به من که روی تخت افتاده ام

همین منی که بعد از افسردگی

به زندگی دوباره دل داده ام

نسیم پرده را تکان میدهد

و پلک پنجره به هم میخورد

دوباره چشم آسمان گریه کرد

به شیشه اشک های نم میخورد

مدام با خودم جدل داشتم

چرا خدا مرا خراب ِ تو خواست؟!!!؟

بیا درون سینه ام را ببین

چه آتشی ز تو میانم به پاست

چرا تو روی تخت من نیستی؟

که مثل این پتو بگیرم بغل

دلم گرفته پس کجایی گلم؟

شبی به خواب من بیا لا اقل
دیدگاه ها (۴)

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺏ : ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﻟﺤﺎﻓﻪ ﻣﻦ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺑﻮﺩ ...!ﭼﺮﺍ ﺭﻧﮕﺶ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪﻩ...

؟ گفت:آره گفتم:منم بیام؟ گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3...

از قضا پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود ام...

دختر: می دونی! دلم… برای یک پیاده روی با هم… برای رفتن به مغ...

وقتی خوابت نمیبرد...تو عضو هشتم بودیو برای برنامه ی بعد از ک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.39🎁  (روایت از زبان ا.ت)---پ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 28✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط