چمدان من کو؟
چمدان من کو؟
راه بس دشوار است
و بیابان ها در پیش
باز فریاد زدم!
چمدان من کو؟
وقت من تنگ شده
سفری در پیش است
بی برگشت!
همه مبهم!
راه مانده و نرفته از آن
آه!
خود می دانم
بی ره توشه سفر نتوانم
نعره ای باز زدم
چمدان من کو؟
وقت من تنگ تر است
چند قطار!!
رفته از این ماندن من
چندمین را می توانم که سوارش باشم؟
اگر اینگونه به کندی پی او باشم من
هیچ قطاری شاید
ته آن کوپه آخر هم
نه برای خود من!
و نه تنهایی من!!
تکه جایی نتواند بخشد.
لحظه ای ترسیدم
من از این فکر سیاه
با شتاب!
نعره ای از ته اعماق دلم داد زدم
تندتر از سرعت باد
چمدان من کووووو؟؟؟؟؟؟
کوردان مانا
راه بس دشوار است
و بیابان ها در پیش
باز فریاد زدم!
چمدان من کو؟
وقت من تنگ شده
سفری در پیش است
بی برگشت!
همه مبهم!
راه مانده و نرفته از آن
آه!
خود می دانم
بی ره توشه سفر نتوانم
نعره ای باز زدم
چمدان من کو؟
وقت من تنگ تر است
چند قطار!!
رفته از این ماندن من
چندمین را می توانم که سوارش باشم؟
اگر اینگونه به کندی پی او باشم من
هیچ قطاری شاید
ته آن کوپه آخر هم
نه برای خود من!
و نه تنهایی من!!
تکه جایی نتواند بخشد.
لحظه ای ترسیدم
من از این فکر سیاه
با شتاب!
نعره ای از ته اعماق دلم داد زدم
تندتر از سرعت باد
چمدان من کووووو؟؟؟؟؟؟
کوردان مانا
- ۳۱۷
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط