فکر کردم میخواد مشت بزنه اما برخلاف انتظارم سرمو ناز کرد
فکر کردم میخواد مشت بزنه اما برخلاف انتظارم سرمو ناز کرد و کنارم نشست . . .
هوسوک : چیکار میکنی ?!
جونگ کوک : پس توهم مثل هیونگ از ناز کردن بدتت میاد ؟!
هوسوک : چی ؟!
جونگ کوک : اگه بگی کوکی منم نازت میکنم
هوسوک : غرورمو زیر سوال بردی بچه
که خنده خرگوشی کرد
جونگ کوک : هیونگنیم تو شغلت چیه ؟!
هوسوک : . . . .
از اینکه کسی راجب خودم ازم سوال کنه متنفرم برای همین جواب ندادم سعی کردم بحث عوض کنم . . .
هوسوک : تو توی اتاق بمون میرم یه چیزی برای خوردن بیارم
کوک : اوک ...
از اتاق خارج شدم داشتم میرفتم که یهو لباسم از پشت کشیده شد برگشتم و دیدم که ....
هوسوک : چیکار میکنی ?!
جونگ کوک : پس توهم مثل هیونگ از ناز کردن بدتت میاد ؟!
هوسوک : چی ؟!
جونگ کوک : اگه بگی کوکی منم نازت میکنم
هوسوک : غرورمو زیر سوال بردی بچه
که خنده خرگوشی کرد
جونگ کوک : هیونگنیم تو شغلت چیه ؟!
هوسوک : . . . .
از اینکه کسی راجب خودم ازم سوال کنه متنفرم برای همین جواب ندادم سعی کردم بحث عوض کنم . . .
هوسوک : تو توی اتاق بمون میرم یه چیزی برای خوردن بیارم
کوک : اوک ...
از اتاق خارج شدم داشتم میرفتم که یهو لباسم از پشت کشیده شد برگشتم و دیدم که ....
- ۳.۸k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط