{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبشو روی لبم گذاشت فهمیدم کیه و جاهامونو عوض کردم چسبندمش

لبشو روی لبم گذاشت فهمیدم کیه و جاهامونو عوض کردم چسبندمش به دیوار بعد چند مین ازش جدا شدم . . .
نامجون : چیشده بیبی اینجا چیکار میکنی
جین : رفته بودم زخم دست هوسوک(جیهوپ) پانسمان کنم
نامجون : مگه اتفاقی افتاده
جین : خودش چیزی راجبش نگفت اما زخمش عمیقه اگه خون زیادی از دست بده درد خطر ناکه
نامجون : من میرم پیش جئون جونگ کوک اون هم اتاقیه هوپی
(بعدا میفهمید چرا جیهوپ جانگ هوسوک خطاب نمیکنن باهاش راحتن)
جین : باش پس برو


پایان فلش بک


نامجون : خب از چیزی که جئون جونگ هیون تعریف کرده تو قاتلی و طبق چیزی که تو میگی اون قاتله اگه بتونیم اون شخص که بطری انداخته توی سطل اشغالو پیدا کنیم کمک زیادی به پرونده میکنه
کوک : اگه پیدا نکنین چی
نامجون : در اون صورت تو . . . .



******


ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

فکر کردم میخواد مشت بزنه اما برخلاف انتظارم سرمو ناز کرد و ک...

سه نفر پشتم بودن با چشمای خمار و صدای بم گفتم . . . .هوپی :...

بیبی کوچولوی من 🎀نامجون اومد توی اتاق یه لپتاب دستش بود بدون...

جیهوپ : داستانش طولانیه فقط بدون داداشم نیست کوک : هوم فکر ک...

تولدت مبارک خرگوش کوچولو😭🛐🐰#بی‌تی‌اس#کیم‌نامجون#نامجون#جین#ک...

یه جوری حال میده که اصلا نگو🤣😎#بی‌تی‌اس#نامجون#کیم‌نامجون#جی...

You are paying back karma پارت³⁴درحالی که آلفا سرشو روی شونه...

سناریو

ویو: ویکتورچشم‌هام رو باز کردم.دست‌هام بسته بود و توی یه اتا...

پارت ۵۴

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط