لبشو روی لبم گذاشت فهمیدم کیه و جاهامونو عوض کردم چسبندمش
لبشو روی لبم گذاشت فهمیدم کیه و جاهامونو عوض کردم چسبندمش به دیوار بعد چند مین ازش جدا شدم . . .
نامجون : چیشده بیبی اینجا چیکار میکنی
جین : رفته بودم زخم دست هوسوک(جیهوپ) پانسمان کنم
نامجون : مگه اتفاقی افتاده
جین : خودش چیزی راجبش نگفت اما زخمش عمیقه اگه خون زیادی از دست بده درد خطر ناکه
نامجون : من میرم پیش جئون جونگ کوک اون هم اتاقیه هوپی
(بعدا میفهمید چرا جیهوپ جانگ هوسوک خطاب نمیکنن باهاش راحتن)
جین : باش پس برو
پایان فلش بک
نامجون : خب از چیزی که جئون جونگ هیون تعریف کرده تو قاتلی و طبق چیزی که تو میگی اون قاتله اگه بتونیم اون شخص که بطری انداخته توی سطل اشغالو پیدا کنیم کمک زیادی به پرونده میکنه
کوک : اگه پیدا نکنین چی
نامجون : در اون صورت تو . . . .
******
ادامه دارد
نامجون : چیشده بیبی اینجا چیکار میکنی
جین : رفته بودم زخم دست هوسوک(جیهوپ) پانسمان کنم
نامجون : مگه اتفاقی افتاده
جین : خودش چیزی راجبش نگفت اما زخمش عمیقه اگه خون زیادی از دست بده درد خطر ناکه
نامجون : من میرم پیش جئون جونگ کوک اون هم اتاقیه هوپی
(بعدا میفهمید چرا جیهوپ جانگ هوسوک خطاب نمیکنن باهاش راحتن)
جین : باش پس برو
پایان فلش بک
نامجون : خب از چیزی که جئون جونگ هیون تعریف کرده تو قاتلی و طبق چیزی که تو میگی اون قاتله اگه بتونیم اون شخص که بطری انداخته توی سطل اشغالو پیدا کنیم کمک زیادی به پرونده میکنه
کوک : اگه پیدا نکنین چی
نامجون : در اون صورت تو . . . .
******
ادامه دارد
- ۲.۳k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط