فیک وقتی به دسطور مادرت میری پیش جیمین

فیک (وقتی به دسطور مادرت میری پیش جیمین)🙂
از زبان ا/ت:(الامت ا/ت ،)الامت مادر-الامت جیمین هم ")
وسایلم رو به کمک اجوما جمع کردم و اجوما بردشون کنار ماشین مادرم واسه ۱۱ ماه مرخصی دا ه بودش و همون مقع رفت خونش و من موندم با مادرم که من اصلا براش مهم نبودم 🥲🥲
-عزیزم بشین بریم .
،چشم
-دختر گلم به توصیه بهت میکنم اقای پارکی که داری میری پیشش اخلاق خواصی داره اوکی پس سر به سرش نزار مثل روزایی که با منی رو اعصابش داه نروok☺️😙
،ااااااا باشه مادر میتونم بپرسم چرا 🤔
-برای اینکه اقای پارک از خُل بازی خشش نمیاد فهمیدی عزیزم 😊
،اهان باشه .
اززبان ا/ت)
داشتم فکر میکردم چجوری ضایعش کنم که دیدم مادرگفت پیاده شو .
-پیاده شو دخترم
،باشه همین که پیاده شدم با یک امارت خیلی خیلی بزرگ مواجه شدم و خودمو زدم به اون راه مثلا خیلی ذوق نکردم 😂 ،مادر میشه یکی وسایلم رو بی... داشتم با مادرم حرف میزدم که دیدم یک اقای خیلی خیلی خوش تیپ با کلاس و خیلی خوشگل از در امارت بیرون اومد .
مادرم رفت بهش تعزیم کرد🙇‍♀️
-سلام اقای پارک برای این که دخترم رو در این مدت طولانی قبول کردید متشکرم 😊
،مادر مادر
-جانم دخترم
،ایشون کی هستن
" من اقای پارک جیمین هستم .
،اااااااااوووو من فکر کردم زنیی 😂😂😂😂😂😂😂
-یا خدا ا/ت چی داری میگی زود باش معزرت خواهی کن
که یه دفعه
دیدگاه ها (۰)

شروع به حرف زدن کرد ."اجوما اتاقشون رو نشونشون بره *بله قربا...

وای غلط کردم به خدااا 🗿🗿🗿

پارت ۲ ا/ت:چیکارم دارن خانم .🤔خدمتکار :نمیدونم به من چیزی نگ...

پارت ۱ از زبان ا/ت : امروز یک روز جدیده باید خوشحال باشم ام...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

:تهیونگ: اون موضوع رو بسپار به من، من حلش می کنما/ت: خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط