{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه رقصی داردانگشتت،به روی بغض تبدارم

چه رقصی داردانگشتت،به روی بغض تبدارم
دلم وقتی که میگیردتومی آیی به دیدارم
به من آهسته میگویی عزیزم دوستت دارم
سرم برشانه ات،باورندارم پیش من باشی
تورادرخواب میبینم،بگویااینکه بیدارم؟
نوازش میکنی بامهربانی گونه هایم را
چه رقصی داردانگشتت،به روی بغض تبدارم
کنارلحظه های تو،دوفنجان قهوه میریزم
اگرچه تلخ،شیرین است،بالبخند هربارم
کتابی میگذاری روی میزم،مهربان من
ومیگویی به آرامی،که این هم آخرین کارم غروب روزبارانی برایم،شعرمیخوانی
تمام هفته رامن از،هوای عشق سرشارم
دلم ابریست ازدست تمام بی تو بودن ها
دیدگاه ها (۲)

می ترسمببوسمتبه خانه که برگشتیدهانت بوی شعر بدهد !مادرت سرت ...

حتما بخونید,خییییییییلی قشنگه.... دختر : ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺁﺷﻨﺎﺷﯿﻢ؟پ...

خاک بر سرِ تمامِ این کلماتاگر تو از میانِ تمامشاننفهمی من دل...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم...به من آهسته می گوی...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

.....‌ دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم...به من آهسته میگویی...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط