part
part 64
رفت سرویس وسایلاش رو جم کردم ولی نیومد رفتم بیرون از کلاس پچ پچ زیاد بود تا جایی که شنیدم دونفر داشتن دعوا میکردم رفتم بیرون ببینم چخبره همه داشتن میرفتن حیاط خلوط رفتم حیاط خلوط که سرو صدا میومد رفتم جلو دیدم دنیل و ری به جون هم افتادن سری رفتم جداشون کردم
سوزومه: چه مرگتونه مثل بچه دبستانی به جون هم افتادین (داد)
سوزومه: ری پاشو بریم درمانگاه زخمات رو ضدعفونی کنم
دنیل: منم زخمیم
ری: هه فک کردی دو مثقال ارزش داری که بیاد به زخمات برسه
دنیل: خفشو تا خودم به زخمات نرسیدم
ری: بیا ببینم چه گوهی میتونی بخوری
سوزومه: بسه دیگه....... ری پاشو بریم
ری: کل بدنم درد میکنه کمک کن پاشم
سوزومه: اوکی دستاد رو بده
جسیکا: بیا منم کمکت میکنم
ری: ممنون عزیزم
سوزومه: ما خیاریم
جسیکا: ممنون سوزومه... اخت هرکاری میکردم کوتاه نمیومدن
سوزومه: خواهش میکنم
رسیدیم درمانگاه و جسیکا حوله خیس اورد و رخماش رو پاک کرد منم به زخماش بتادین و چسب زخم میزدم
ری: بسه بابا چیزی نیست بزرگش کردین
سوزومه: ببند در گوه دونی رو
جنیور اومد تو درمانگاه
سوزومه: خبر به تو هم رسیده
جنیور: وقتی دنیل زخمی اومد از حرفاشون فهمیدم
سوزومه: اوم
جنیور: چه بلای سر خودتون اوردین مگه جنگ جهانیه
ری: چیزی نیست بابا
سوزومه: چی چیو جیزی نیست ببین ریدی رو صورت جذابت
ری: هیچی باعث از بین رفتن جذابیتم نمیشه
سوزومه: اعتماد به نفس ستودنیه
جنیور: سوزومه جیزی خوردی
سوزومه: نه اشتها ندارم
رفت سرویس وسایلاش رو جم کردم ولی نیومد رفتم بیرون از کلاس پچ پچ زیاد بود تا جایی که شنیدم دونفر داشتن دعوا میکردم رفتم بیرون ببینم چخبره همه داشتن میرفتن حیاط خلوط رفتم حیاط خلوط که سرو صدا میومد رفتم جلو دیدم دنیل و ری به جون هم افتادن سری رفتم جداشون کردم
سوزومه: چه مرگتونه مثل بچه دبستانی به جون هم افتادین (داد)
سوزومه: ری پاشو بریم درمانگاه زخمات رو ضدعفونی کنم
دنیل: منم زخمیم
ری: هه فک کردی دو مثقال ارزش داری که بیاد به زخمات برسه
دنیل: خفشو تا خودم به زخمات نرسیدم
ری: بیا ببینم چه گوهی میتونی بخوری
سوزومه: بسه دیگه....... ری پاشو بریم
ری: کل بدنم درد میکنه کمک کن پاشم
سوزومه: اوکی دستاد رو بده
جسیکا: بیا منم کمکت میکنم
ری: ممنون عزیزم
سوزومه: ما خیاریم
جسیکا: ممنون سوزومه... اخت هرکاری میکردم کوتاه نمیومدن
سوزومه: خواهش میکنم
رسیدیم درمانگاه و جسیکا حوله خیس اورد و رخماش رو پاک کرد منم به زخماش بتادین و چسب زخم میزدم
ری: بسه بابا چیزی نیست بزرگش کردین
سوزومه: ببند در گوه دونی رو
جنیور اومد تو درمانگاه
سوزومه: خبر به تو هم رسیده
جنیور: وقتی دنیل زخمی اومد از حرفاشون فهمیدم
سوزومه: اوم
جنیور: چه بلای سر خودتون اوردین مگه جنگ جهانیه
ری: چیزی نیست بابا
سوزومه: چی چیو جیزی نیست ببین ریدی رو صورت جذابت
ری: هیچی باعث از بین رفتن جذابیتم نمیشه
سوزومه: اعتماد به نفس ستودنیه
جنیور: سوزومه جیزی خوردی
سوزومه: نه اشتها ندارم
- ۳.۸k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط