{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هر چه کردم - هر چه - آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بی تو خشکیدند پاهایم کسی را هم نبرد
درد دل با سایه ی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آن گونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمال تب بر نم دار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا برد؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
دیدگاه ها (۰)

به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها راکه تسکین می دهد چشم...

رهروان کوی جانان سرخوش‌اندعاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اندجان...

شب، همه دروازه‌هایش باز بودآسمان چون پرنیان ناز بودگرم، در ر...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد<هر چه کردم - هر چه - آه...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ، هرچه آه ، ان...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هر چه کردم - هر چه - آه...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم، هرچه آه، انگا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم، هرچه آه، انگا...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط