{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هر چه کردم - هر چه - آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی تو خشکیدند پاهایم کسی را هم نبرد

درد دل با سایه ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمال تب بر نم دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا برد؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
دیدگاه ها (۷)

گفتم: « بدوم تا تو همه فاصله ها را » تا زودتر از واقعه گويم ...

من خسته ام، تو خسته ای آیا شبیه من؟ ...

چشم هایم دوباره می خندد دل سپردن به خواب، شیرین استبا خودم ح...

با همه ی بی سروسامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد<هر چه کردم - هر چه - آه...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ، هرچه آه ، ان...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هر چه کردم - هر چه - آه...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم، هرچه آه، انگا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم، هرچه آه، انگا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هرچه کردم ـ هر چه ـ آه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط