که یهو صدای قشنگ جونگین به گوش رسید که میگفت باشه بیا

که یهو صدای قشنگ جونگین به گوش رسید که میگفت « باشه ، بیا باهم دبیو کنیم دختر ناشناخته !» و من و جی هردو خشک شدیم ، چجوری بدون اینکه حتی طرف رو بشناسه پیشنهاداشو قبول میکنه ؟ قبلا مامانش بهش یاد نداده به حرف غریبه ها گوش نکنه ؟
هنوز تو شوک بودیم که دیدیم یونا و جونگین دست تو دست هم دارن از کلاس میرن بیرون پس ماهم دوییدیم دنبالشون . تو راه که باهم حرف زدیم خیلی زود صمیمی شدیم ، خیلی بامزه و مهربون بود ، بهمون کوکی های خونگی خیلییی خوشمزه دادد
نفر دومی که جی در نظر داشت امروز غایب بود پس بیخیالش شدیم و دنبال فردی رفتیم که از نظر جونگین خیلی خوب بود رفتیم .
برای اینکه برسیم بهش باید به ساختمون دوم مدرسه میرفتیم ، جونگین تو حیاط راجبش توضیح داد « اسمش لیلی ‍ه ، کلاس دهمه یکم زیادی درونگراست ولی خیلی گوگولیه . ووکالش خداست ، پارسال توی مسابقات مدرسه ای اون تو ووکال از کل بچه های مدرسه برد ! » یکم دیگه حرف زدیم و به کلاسش رسیدیم ، جونگین وارد شد و باهاش حرف زد و ما از دور نگاه میکردیم ، قیافه لیلی نگران بنظر میومد و ما فکر کردیم که عمرا قبول کنه. . .
دیدگاه ها (۰)

هیونجین ویو امروز قرار بود که با مومو نونا تو کافه تریا ی کم...

توضیح دادم که « راستش من معیار خاصی ندارم ولی بنظرم باید رقص...

بعد که رسیدم بهشون نگاه کوتاهی بهم انداختن ، سریع گفتم « یاا...

ولی کسی که چشممو به شدت گرفته بود جی بود ، دو سال از ما کوچک...

پارت سوم قصه بی نام و نشان

وقتی باهات قهرن و بهشون میگی آشتی کنیم هرچی تو بگی .نامجون :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط