{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند،

لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند،
خواب می مانند ،
کار نمی کنند ،
کوک نمی شوند ،
عقب می مانند ،
و از رفتن خسته میشوند
این بلاها از وقتی به سر آدم میاد
که منتظر کسی باشی که
دوسش داری…
دیدگاه ها (۱)

دعا می کنم هیچوقت بی صدا اشک نریزین … دعا می کنم مبتلا به ا...

عطرت را من انتخاب می کردم پیراهنم را تو بافتن ِ موهایت با ...

گاهی یک نگاه آنقدر مهربان است که چشم رهایش نمیکند.... گاهی...

خستم از خاطرات موندگارت....

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

عاشقانه های شبنم

🖤 پارت ۴۲ | «حریف»در انتهای سالن باز شد.پدر لانا وارد شد.این...

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

سناریو جونگکوک

سناریو(درخواستی):وقتی داری موهای دخترتون و می‌بندی :نامجون :...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط