هر شب چشم هایم را می بندم..
هر شب چشم هایم را می بندم..
به این امید،،
که روحم به پرواز در آید در حوالی تو..
روحم در گوشه ای می نشیند...
نگاه می کند خواب شیرین تو را...
چشمم سیر نمی شود از این تماشا...
خسته ام...
از به صبح رسیدن هر شب..
هر صبح زمان ملاقات پایان می گیرد برای من،،
که تشنه دیدارم...
خوابی می خواهم ابدی...
و پرواز روحم که جاری باشد در جوار آغوشت...
همیشه و همیشه...
به این امید،،
که روحم به پرواز در آید در حوالی تو..
روحم در گوشه ای می نشیند...
نگاه می کند خواب شیرین تو را...
چشمم سیر نمی شود از این تماشا...
خسته ام...
از به صبح رسیدن هر شب..
هر صبح زمان ملاقات پایان می گیرد برای من،،
که تشنه دیدارم...
خوابی می خواهم ابدی...
و پرواز روحم که جاری باشد در جوار آغوشت...
همیشه و همیشه...
- ۱.۹k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط