اینو گفتمو تا پشتمو کردم سوهو رو دیدم . اخه این چرا مثل ف
اینو گفتمو تا پشتمو کردم سوهو رو دیدم . اخه این چرا مثل فرشته دور اینا میگرده؟ ماریا_خب باشه فرشته نزاشتی بزنمشون حداقل ولم کن بزار برم. اینو که گفتم چشبوندم به دیوار مدرسه! ماریا_اخ! این کی انقد وحشی بود؟ سوهو انگشت اشاره شو گرفت جلوی لباش که ینی ساکت! همینجوری تو چشام زل زده بود! ماریا _خوبی تو؟ ...هاااانننن؟ چی شدددد؟ این عوضی الان چی کار کرد؟ با چشمایی که مطمئن بودم بیشتر از این باز نمیشدن زل زدم بهش اما چشاش بسته بود . داشت اروم لبامو میمکید و بعضی مواقع گاز ریزی ازشون میگرفت که نفس گیر بود. دست خودم نبود! خمار شدم ! چشام خمار شد ! ولی نباید کم میاوردم تقلا کردم که ازش جدا شم ولی با هر حرکتی که میکردم وحشی تر میشد و حریصانه تر گاز میگرفت. دیگه نفس کم اورده بودم که ازم جداشد و محکم بغلم کرد! سرم روی سینه اش بود و دقیقا صدای ضربان قلب سریعش رو میشنیدم ! این اصلا وضعیت خوبی نبود . چان و بک هم اونور داشتن بادهنای باز نگاهمون میکردن اومدم صداشون کنم که سوهو گفت :میخوای حرف بزنی؟ اینو که گفت موندم چی کار کنم ماریا_اره سوهو_در اونصورت لبات قفل میشه تو لبای من! ماریا_اصولا رابطه لب تو لب دوست داری؟ سوهو_اره ولی فقط لبای تو اینو گفت و موهامو اروم بوسید و بازم توی بغلش گرفتم. بغلش خیلی گرم بود و به ادم حس امنیت میداد ! ولی نه برای من! من نباید اون امنیت رو کسب کنم سوهو_بغلمو دوست داری؟ ماریا _چی؟ دیگه تکون نمیخوری به خاطر همون گفتم ماریا_فکرای بد به ذهنت راه نده جناب یا ولم میکنی یا میزنم پرس میشی! اینو که گفتم ملیح خندید و حلقه دستاشو باز کرد. تا این کرو کرد محکم زدم اونجاش که دادش رفت هوا! عخی! تفلی نفله شد . چان_کشتیش! بک_من میخواستم عمو شم ! یعنی چی؟!؟ ماریا _درد ! حقشه اون چه حرکتی بود؟ سوهو که تا اونموقع قرمز شده بود و تازه داشت رنگ و روش برمیگشت نگاهش به من افتاد و رو به چان و بک گفت_جفتتون برین یه جایی که نبینمتون! ......
- ۳.۷k
- ۲۹ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط