part10 exoکلاس
part10 exoکلاس
منم داشتم جیم میزدم که گفت تو وایسا ! ماریا _چرا؟ سوهو_چون من میگم! اینو جوری گفت که چان و بک هم داشتن جاشونو خیس میکردن چه برسه به من ! چان خواست از کنارم رد شه که کنار گوشش گفتم :میشه نرین؟ چان_فاتحه ات رو بخون! یا جدم! یعنی انقدر ترسناکه که این الدنگ هم ازش میترسه؟ بک و چان که رفتن سوهو گفت_میشه کمک کنی بلند شم؟ ماریا _اره ...این چرا انقدر سنگینه؟ هیچ بهش نمیخورد فسقل! فسقل؟ این که بیشتر برای بچه ها به کار میره ! سوهو_داری چی میگی با خودت؟ ماریا_هیچ سوهو_بشینیم رو نیمکت؟ تا خواستم اعتراض کنم با لحن جدی گفت_نه نمیاری! گریختم یعنی! ماریا _باشه! گذاشتمش روی صندلی و خودم نیم متر اونور تر نشستم. سوهو_یعنی انقدر ترسناکم؟ ماریا_چی؟ سوهو_احساس میکنم ازم میترسی! اخه گولاخ یه جوری با اون دوتا حرف زدی جاشونو خیس کردن چه برسه به من ماریا_نه،،، مگه چی هستی که ازت بترسم؟ سوهو_هیچ ولی اگه ازم نمیترسی بیا بغلم! ماریا _جاااانننن؟ امر دیگه؟ سوهو_فعلا همین ماریا_شتر درخواب بیند پنبه دانه ! سوهو_باشه نیا خانوم مغروره! چند دقیقه به جلوم زل زده بودم که زنگ خورد ماریا_خب خوش گذشت بای! سوهو_برای تو ته منو ناقص کردی اره خوش گذشت . تا فردا! یه لبخند ملیح زدم و زیر لب بچه پررویی نثارش کردم!.......
منم داشتم جیم میزدم که گفت تو وایسا ! ماریا _چرا؟ سوهو_چون من میگم! اینو جوری گفت که چان و بک هم داشتن جاشونو خیس میکردن چه برسه به من ! چان خواست از کنارم رد شه که کنار گوشش گفتم :میشه نرین؟ چان_فاتحه ات رو بخون! یا جدم! یعنی انقدر ترسناکه که این الدنگ هم ازش میترسه؟ بک و چان که رفتن سوهو گفت_میشه کمک کنی بلند شم؟ ماریا _اره ...این چرا انقدر سنگینه؟ هیچ بهش نمیخورد فسقل! فسقل؟ این که بیشتر برای بچه ها به کار میره ! سوهو_داری چی میگی با خودت؟ ماریا_هیچ سوهو_بشینیم رو نیمکت؟ تا خواستم اعتراض کنم با لحن جدی گفت_نه نمیاری! گریختم یعنی! ماریا _باشه! گذاشتمش روی صندلی و خودم نیم متر اونور تر نشستم. سوهو_یعنی انقدر ترسناکم؟ ماریا_چی؟ سوهو_احساس میکنم ازم میترسی! اخه گولاخ یه جوری با اون دوتا حرف زدی جاشونو خیس کردن چه برسه به من ماریا_نه،،، مگه چی هستی که ازت بترسم؟ سوهو_هیچ ولی اگه ازم نمیترسی بیا بغلم! ماریا _جاااانننن؟ امر دیگه؟ سوهو_فعلا همین ماریا_شتر درخواب بیند پنبه دانه ! سوهو_باشه نیا خانوم مغروره! چند دقیقه به جلوم زل زده بودم که زنگ خورد ماریا_خب خوش گذشت بای! سوهو_برای تو ته منو ناقص کردی اره خوش گذشت . تا فردا! یه لبخند ملیح زدم و زیر لب بچه پررویی نثارش کردم!.......
- ۲.۸k
- ۲۹ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط