part11 exoکلاس
part11 exoکلاس
سوهو*
ضربه اش زیاد درد نداشت.خودم به پسرا گفتم که نقش بازی کنن. ولی....طعم لباش، چشاش، عطر تنش، داغ کردن من، بغل کردنش، و خیلی چیزای دیگه اش . من این دختر رو میخواستم.با تموم خوبیو بدیاش.باتمام خصوصیاتش. باهمون چشا، همون صدا، همون لبا، من با تمام وجودم میخوامش. سوهو نیستم اگه به دستش نیارم. تا حالا همه دخترا برام قش میکردن ولی این دختر نه، این دختر از جنس غروره، غروری که خیلی از پسرا رو جذب خودش میکنه ولی اون فقط مال منه! فقط من! چه بخواد چه نخواد باید مال من باشه، از مدرسه اومدم بیرون و یه راست رفتم خونه . نه بابچه ها خداحافظی کردم نه با بچه ها اومدم. حقشونه تا دیگه به من توهین نکنن . چان و بک هم خیلی خوب شد صحنه بوسمو دیدن. میخواستم برن به بچه ها بگن که دیگه چششون دنبال هستی من نباشه. سوهو_سلام مامان! مادر سوهو_سلام برگل پسرم مدرسه خوب بود؟ سوهو_عالی بود . عالی! مامان میخوام بهت یه چیزی بگم ولی سرو صدا نکن! مادر سوهو_باشه بگو. سوهو_اووومممم یادته همیشه برام یه دعا میکردی؟ مادر سوهو_میگی چی شده یا با دمپایی بیام سراغت؟ سوهو_باشه باشه ! یادته دوست داشتی من با یه دختری دوست شم؟ مادر سوهو_واااایییی خداااااا!!!،،!! و چنان جیغی زد که سوهو چشاشو گرفت مادر سوهو_حالا عروس من کو؟ خوشگله؟ نری یه امازونی برام بیاری! سوهو_مامان! مادر سوهو_خب اخه تاحالا ندیدمش! سوهو_اری ندیدیش ولی من میخوام تا اخر عمرم راشته باشمش مادر سوهو اشک توی چشاش حلقه زد و گفت_همیه دوست داشتم توی لباس دامادی ببینمت سوهو مادشو بغل کرد و گفت_میبینی ولی هنوز زوده ها! مادر سوهو_پس چی فکر کردی؟ سوهو بهت گفته باشما من اول باید ببینمش اگه ازش خوشم اومد حق داری دور و برش بگردی! سوهو_چشم حالا ناهار چی داریم؟ مادر سوهو_تا تو دستاتو بشوری سفره رو میچینم! سوهو_چشم!.....
ادامه در پارت12
سوهو*
ضربه اش زیاد درد نداشت.خودم به پسرا گفتم که نقش بازی کنن. ولی....طعم لباش، چشاش، عطر تنش، داغ کردن من، بغل کردنش، و خیلی چیزای دیگه اش . من این دختر رو میخواستم.با تموم خوبیو بدیاش.باتمام خصوصیاتش. باهمون چشا، همون صدا، همون لبا، من با تمام وجودم میخوامش. سوهو نیستم اگه به دستش نیارم. تا حالا همه دخترا برام قش میکردن ولی این دختر نه، این دختر از جنس غروره، غروری که خیلی از پسرا رو جذب خودش میکنه ولی اون فقط مال منه! فقط من! چه بخواد چه نخواد باید مال من باشه، از مدرسه اومدم بیرون و یه راست رفتم خونه . نه بابچه ها خداحافظی کردم نه با بچه ها اومدم. حقشونه تا دیگه به من توهین نکنن . چان و بک هم خیلی خوب شد صحنه بوسمو دیدن. میخواستم برن به بچه ها بگن که دیگه چششون دنبال هستی من نباشه. سوهو_سلام مامان! مادر سوهو_سلام برگل پسرم مدرسه خوب بود؟ سوهو_عالی بود . عالی! مامان میخوام بهت یه چیزی بگم ولی سرو صدا نکن! مادر سوهو_باشه بگو. سوهو_اووومممم یادته همیشه برام یه دعا میکردی؟ مادر سوهو_میگی چی شده یا با دمپایی بیام سراغت؟ سوهو_باشه باشه ! یادته دوست داشتی من با یه دختری دوست شم؟ مادر سوهو_واااایییی خداااااا!!!،،!! و چنان جیغی زد که سوهو چشاشو گرفت مادر سوهو_حالا عروس من کو؟ خوشگله؟ نری یه امازونی برام بیاری! سوهو_مامان! مادر سوهو_خب اخه تاحالا ندیدمش! سوهو_اری ندیدیش ولی من میخوام تا اخر عمرم راشته باشمش مادر سوهو اشک توی چشاش حلقه زد و گفت_همیه دوست داشتم توی لباس دامادی ببینمت سوهو مادشو بغل کرد و گفت_میبینی ولی هنوز زوده ها! مادر سوهو_پس چی فکر کردی؟ سوهو بهت گفته باشما من اول باید ببینمش اگه ازش خوشم اومد حق داری دور و برش بگردی! سوهو_چشم حالا ناهار چی داریم؟ مادر سوهو_تا تو دستاتو بشوری سفره رو میچینم! سوهو_چشم!.....
ادامه در پارت12
- ۳.۱k
- ۳۰ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط