صبح آدینه و دل ،لحظه شماری می کند
صبح آدینه و دل ،لحظه شماری می کند
یاد محبوب دلم، دل را هوایی می کند
از سحر چشمم به در ،گوشم به زنگ و دل به راه
دل به امیدی عیان ،نقش و نگاری می کند
از نسیم دلکش یاد فرحبخش رخش
این دل آزرده خاطر را بهاری می کند
گوییا نور است و همچون آبشاری سریلند
عرش تا فرش سرایم آبیاری می کند
این نه تنها من به دام عشق او افتاده ام
ای بسا سر کاندرین ماوا فدایی می کند
چشم من در هجر او رو به سپیدی می رود
پیرهن باید ! که چون یوسف خدایی می کند
تک به تک سلول هایم انتظارت می کشند
تک به تک سلول هایت دلربایی می کند
وامق از هجر رخش سر در گریبان غم است
کاندرین دوران ،ستم خوش حکمرانی می کند
"وامق"
یاد محبوب دلم، دل را هوایی می کند
از سحر چشمم به در ،گوشم به زنگ و دل به راه
دل به امیدی عیان ،نقش و نگاری می کند
از نسیم دلکش یاد فرحبخش رخش
این دل آزرده خاطر را بهاری می کند
گوییا نور است و همچون آبشاری سریلند
عرش تا فرش سرایم آبیاری می کند
این نه تنها من به دام عشق او افتاده ام
ای بسا سر کاندرین ماوا فدایی می کند
چشم من در هجر او رو به سپیدی می رود
پیرهن باید ! که چون یوسف خدایی می کند
تک به تک سلول هایم انتظارت می کشند
تک به تک سلول هایت دلربایی می کند
وامق از هجر رخش سر در گریبان غم است
کاندرین دوران ،ستم خوش حکمرانی می کند
"وامق"
- ۱.۱k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط