{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می کرد
بهش گفتم چی شده تو ڪه روزی صد تا رو غسل میکنی!
روی بازوی جوان رو نشونم داد
نوشته بود برام گریه کن غسال
مآدر ندارم
بانازبشور
بدون نازکش قدکشیدم
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۱۰

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

قسمت ۸(بخش دو)

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

my neighbour's friend:part7ویو یونگی:وقتی خواستم به اون جنده...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

وقتی بچتون گم میشه P²گوشی رو قطع کرد همینجوری گریه می‌کردم ص...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط