{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن

تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن

یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن

این قصه مال توست بیا مهربانترین!

کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟

این خانه ی پر از گلِ پژمرده هم هنوز

عادت نکرده است به مهمان نیامدن

باران بدونِ آمدنش نیست بی گمان

مرگ است در تصور باران ، نیامدن

اما تو با نیامدنت نیز حاضری

کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن

اشیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:

آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ، نیامدن
دیدگاه ها (۲)

گدای این خونه چیزی از لطف مولا کم ندارهتو مدینه توی بقیع آقا...

تمام راه ظهور تو با گنه بستمدروغ گفته ام آقا که منتظر هستمکس...

آدم در این دیار دلش جای دیگر‌یستاین خاک کربلای معلای دیگر‌یس...

برادرم حیا فقط زنانه نیست تو نیز با کارهایت بیحیایی میکنینکن...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

The Joke That Broke Us

رز آبی پارت ۱

تقویم شرمسار هزاران نیامدنیکبار آمدن و پس از آن نیامدناین قص...

تقویم شرمسار هزاران نیامدن، یک بار آمدن و پس از آن نیامدن، ا...

#مولاجانم 🍂تقویم، شرمسار هزاران نیامدنیک بار آمدن وَ پس از آ...

عزیز من!بی پروا به تو می‌گویم که دوست داشتنی خالصانه، همیشگی...

#امام_موسی_کاظم_ع_ولادت#مجید_تالذره ای در نزد خورشید درخشان ...

خدایا ! زمین سرد و بی نور شد بی آزرم شد ، عشق ازو دور شد کهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط