{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان بقیه درد و مرض هایی که از پدرم به ارث بردم تنهایی

در میان بقیه درد و مرض هایی که از پدرم به ارث بردم تنهایی را هم اضافه کن، پدرم آدم منزوی است و بسیار تنهاست حتی در خانه هم آن آدم تنهاست، در میان خواهر و برادر و رفقایش هم تنهاست.
بگذریم این مشخصه از او به من به ارث رسیده و آدم تنهایی شده ام؛ از بچگی آدم منزوی بودم اما همیشه تنهاییم را بی محل میکردم تا اینکه این چند وقت دیگر نمیتوانم سگ محلش کنم نمیدانم اما احساس میکنم به این دلیل است که از خود واقعی ام فاصله گرفته ام و نقاب مزخرفی را به صورتم زده ام من آدم خوش خنده و پرانرژی‌ نیستم، من آدم غرغرو و بداخلاقی هستم که خواهرم می‌گوید «تو را بعضی وقت ها اصلا نمیتوان تحمل کرد» از خانه که بیرون میروم میشوم ادم دیگری؛ ادمی که واقعیت من نیست آدمی که گاهی وقت ها انقدر الکی میخندد که فکش درد میگیرد، ظاهری ابراز همدردی میکند، ظاهری علاقه می‌ورزد؛این چند وقت ها خودم نیستم و این دیگر دارد مرا ازار میدهد خسته ام کرده است روانم بهم ریخته تر شده و هر آن ممکن است وسط خنده های فیکم خنده ام جمع شود و اخم هایم در هم برود سر طرف داد بکشم و همچیز را به این طرف و ان طرف پرتاب کنم و خودزنی کنم اگر هم کنار خیابان باشم خودم را جلوی آن راننده بخت برگشته ای که ان تایم رد میشود بیندازم و یا اینکه از روی پل عابر پیاده یا بالکن اتاق خودم را پرتاب کنم نمیدانم مراقب من باش حالِ من حال خوبی نیست کار دستم میدهد.
دیدگاه ها (۵۲)

وقتی فردی خودکشی می‌کند در ظاهر فقط همان فرد کشته شده است ام...

می‌گفت: «حتی ارزش این رو نداره که بخوام دیگه باهاش هم‌ کلام ...

می‌دونی چرا ما زود گریه‌مون می‌گیره؟چون رنج‌هایی که نباید رو...

می‌خوام بخوابم سردردم. بیدار می‌شم سردردم. دسشویی می‌رم سردر...

نمیتوتم زمستان بذارم یا پاییز نمیخوام بی کران زیبای دلتنگ را...

رمان تهیونگ

part33 عشق پنهان《ویو ات》از خواب بیدار شدم دلم درد میکرد جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط