pain
#pain
#P³⁸
جیمین: چیی؟ تو چی گفتی؟؟ تو به جای اینکه اعتراف کنی عاشقه تهیونگی..
جونگکوک وسطه حرفه هیونگش پرید و گفت
جونگکوک: هیونگ عاشق چیه من فقط.. شاید.. دوسش داشته باشم
جیمین خیلی اروم به جونگکوک پس گردنی میزنی و میگه
جیمین: اولن وسطه حرفه هیونگت نپر دومن حالا هرچی که هست مهم اینه بهش علاقه داری
مکثی کرد و نفسی گرفت بعد گفت
جیمین: رفتی به جای اعتراف بهش، بهش گفتی عاشقه خواهرشی؟ چرا؟
جونگکوک که غم از صدای حتی از صد کیلومتری هم مشخص بود گفت
جونگکوک: نمیدونم دلم میخواست یه اعتراف فوق العاده داشته باشم
به چشمای هیونگش با اون مردمک های سیاه و لرزون خیره شد و ادامه داد
جونگکوک: شاید خنده دار باشه ولی دلم میخواست ببوسمش و بعد بهش بگم من ازت خوشم میاد ولی.. ولی نمیدونم چرا خراب شد
دسته هیونگه مهربون و دل سوزشو گرفت و گفت
جونگکوک: هیونگ به نظرت الان چیکار کنم؟ اصلا اگه بعدا اعتراف کردم و ردم کرد چی؟ البته حقم داره من اذیت نبوده در حقش کردم هر بلایی بگی سرش اوردم بهش حق میدم از من متنفر باشه و خوشش نیاد ازم ولی خب.. ولی خب... نمیدونمم
جیمین که از احساسات تهیونگ خبر داشت تک خنده ای کرد و گفت
جیمین: اروم باش جونگکوکا اروم اروم باید پیش رفت
سرشو نزدیکه جونگکوک کرد
جونگکوک با چشمای درشت شده بهش خیره شد
جیمین سرشو نزدیکه جونگکوک کرد و کناره گوشش گفت
جونگکوک: خیالت راحت تهیونگ هیچ وقت نه ترکت میکنه نه ازت متنفره و نه ردت میکنه این فکرا رو نکن و بخاطر اونم که شده مراقب خودت باش مطمئنم اگه قبول کنه باهات بره تو رابطه دلش نمیخواد طرفه مقابل رابطه اش زود از دست بره تو باید قوی باشی و بهش اعتراف کنی، بهش راستشو بگو، بگو که اشتباهی از سره هول کردن اسمه جیا رو اوردی، مثل یه مرد برو و اعتراف کن
سرشو اورد عقب شونه های جونگکوک و گرفت و
#P³⁸
جیمین: چیی؟ تو چی گفتی؟؟ تو به جای اینکه اعتراف کنی عاشقه تهیونگی..
جونگکوک وسطه حرفه هیونگش پرید و گفت
جونگکوک: هیونگ عاشق چیه من فقط.. شاید.. دوسش داشته باشم
جیمین خیلی اروم به جونگکوک پس گردنی میزنی و میگه
جیمین: اولن وسطه حرفه هیونگت نپر دومن حالا هرچی که هست مهم اینه بهش علاقه داری
مکثی کرد و نفسی گرفت بعد گفت
جیمین: رفتی به جای اعتراف بهش، بهش گفتی عاشقه خواهرشی؟ چرا؟
جونگکوک که غم از صدای حتی از صد کیلومتری هم مشخص بود گفت
جونگکوک: نمیدونم دلم میخواست یه اعتراف فوق العاده داشته باشم
به چشمای هیونگش با اون مردمک های سیاه و لرزون خیره شد و ادامه داد
جونگکوک: شاید خنده دار باشه ولی دلم میخواست ببوسمش و بعد بهش بگم من ازت خوشم میاد ولی.. ولی نمیدونم چرا خراب شد
دسته هیونگه مهربون و دل سوزشو گرفت و گفت
جونگکوک: هیونگ به نظرت الان چیکار کنم؟ اصلا اگه بعدا اعتراف کردم و ردم کرد چی؟ البته حقم داره من اذیت نبوده در حقش کردم هر بلایی بگی سرش اوردم بهش حق میدم از من متنفر باشه و خوشش نیاد ازم ولی خب.. ولی خب... نمیدونمم
جیمین که از احساسات تهیونگ خبر داشت تک خنده ای کرد و گفت
جیمین: اروم باش جونگکوکا اروم اروم باید پیش رفت
سرشو نزدیکه جونگکوک کرد
جونگکوک با چشمای درشت شده بهش خیره شد
جیمین سرشو نزدیکه جونگکوک کرد و کناره گوشش گفت
جونگکوک: خیالت راحت تهیونگ هیچ وقت نه ترکت میکنه نه ازت متنفره و نه ردت میکنه این فکرا رو نکن و بخاطر اونم که شده مراقب خودت باش مطمئنم اگه قبول کنه باهات بره تو رابطه دلش نمیخواد طرفه مقابل رابطه اش زود از دست بره تو باید قوی باشی و بهش اعتراف کنی، بهش راستشو بگو، بگو که اشتباهی از سره هول کردن اسمه جیا رو اوردی، مثل یه مرد برو و اعتراف کن
سرشو اورد عقب شونه های جونگکوک و گرفت و
- ۴۵۳
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط