VKOOK ✨ p1

یه روز دیگه بود از خواب پاشدوبه سمت دست شویی رفت دست و صورتشو شست و به سمت آشپزخانه رفت
+سلام صبح بخیر
=سلام پسرم
روی صندلی نشست و صبحانشو خورد....بعد از خوردن صبحانه از مادرش تشکر کرد و به سمت اتاقش رفت ....یه هودی و شلوار گشاد پوشیدو کیفش رو برداشت و خداحافظی کرد و از خونه رفت بیرون .....به مدرسه رسید وارد مدرسه شدو به سمت کلاسش رفت که یکی صداش زد :کیم.....کیم تهیونگ سرش رو چرخونددید خانم پارک هست مدیر مدرسه.
از زبان تهیونگ
رفتم سمتش و یه پسر رو دیدم که معلوم بود از این پولداراست خانم پارک گفت کیم آقای جئون تازه به این مدرسه آمدن میشه لطفاً همراهیش کنی+امامن:حرف نباشه
هوفی کشیدم و به کوک گفتم بیا دنبالم..پشت سرم بود بهش گفتم معلومه از این به ننه هوایی.دیدم وایستادنگاهی بهش کردم چهره ی خیلی هات و عصبی داشت
دیدگاه ها (۱)

P2

که یهو خوردم زمین پام زخمی شده بود به سختی از رو زمین پاشدم ...

بیب من برمیگردمپارت: 69گوشی رو کنار گذاشت و باهام چشم تو چشم...

پست اولمه حمایت کنید ❤️

های رمان قبلی که نوشتم چون گفتین بد ادامه نمیدم میخوام یدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط