{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر در اشپزخونه مشغول کار که یکدفعه یه ظرف از دستش می اف

دختر در اشپزخونه مشغول کار که یکدفعه یه ظرف از دستش می افته و میشکنه با شکستن ظرف بغض او هم میشکنه
پسر:چی شده عشقم چرا گریه میکنی؟(و او رو در اغوش میگیره و سرشو میبوسه)
دختر:صبح با رییسم دعوام شد الانم انقد دست و پا چلفتی ام که نمیتونم یه ظرف رو تو دستم نگه دارم
پسر:ایراد نداره فدات شم....

چقد خوبه وقتی داغونی یکی ارومت کنه
دیدگاه ها (۲)

.قتل. پارت چهارم

رمان

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 67دختر با خودش کلنجا...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط