{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃

🍃
پس قرارمان این باشد
ساعت ۲۵ شب ، ۳۲ومِ همین ماه
در بوته زارِ قدیمی زیر همان درخت سیب
دور از چشم خداوند
دوباره خامِ شیطان میشویم !
تو لب هایم را میبوسی و این بار
تا ابد تبعید میشویم به دنیایی دیگر
دنیایی که حوایش تو باشی
و
آدمش " من "
دیدگاه ها (۱)

فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن کمی باطعم ناب بوسه هایت ا...

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ نگاهت را ربودن کیف داردعزیزم با تو بودن کیف...

مثلا شب بشود تا تو بیایی به برمالکی چشم ببندم تو بشی همنفسم!...

┏━━━🌺 🍃 🎼 🍃 🌺 ━━━┓┗━━━🌺 🍃 🎼 🍃 🌺 ━━━┛ نوشتم گوشه ی دفتربرای چ...

دمون اسلیرپارت ششم♡ذهن میوکی (پسر کیمونای گلبهی: چه خانواده ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۵: کدِ گمشدهنورِ کم‌جانِ چراغ‌قوه‌ی تهیو...

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

سفیر کبیر Grand Ambassador

p33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط