{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ترسم از اشکی که بر گونه ات غلتیده باشد

می ترسم از اشکی که بر گونه ات غلتیده باشد

و من ندانسته وناخواسته باعثش باشم...

***delaram***
دیدگاه ها (۸)

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقتبروی و درد بکشم. هم می‌تر...

موسیقی

در دو چال ِگونه‌ات دنیایِ من جا می‌شود ،عاشقِ دنیایِ خویشم ل...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

پارت اول : علامت ات × پدر ات @ مادر ات # صبح یک روز ....× تر...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ده 𓆪 🖤🥀ات به جیمین خیره شد.ـ «تو وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط