سکوت پیست
سکوت پیست
Part:⁹³
دم دمای صبح بود و هنوز کنجی بهم زنگ نزده بود
داشتم از نگرانی میمردم
بیش از پنجاه بار اتاقمو رفتمو اومدم
خورشید دیگه داشت در میومد ک گوشیم ب صدا در اومد
کنجی بود
با دیدن اسمش لبخندی روی لبم نشست و سریع جواب دادم
این یوپ:بگو که پیداشون کردی
کنجی:اره همه عمارت هایی که مال خاندان جئونن و توی سئول هستن رو پیدا کردم
۴ عمارت توی سئوله که باید همرو بگردیم
این یوپ:باشه ادرس همرو برام بقرست
خودتم چند نفرو بردار و برو ب یکی از عمارت ها منم میرم سمت یکی دیگه و چندتا از ادمام رو میفرستم سراغ اون دوتا عمارت،هرکس زود تر پیداشون کرد بهم خبر بده
کنجی:باشه موفق باشی
تماسو قطع کردم و با عجله از خونه بیرون زدم
از قبل به آدمام آماده باش داده بودم و با ی تماس همشون سمت ادرسی که داده بودم حرکت کردن
....
یکی از عمارت هایی که خودم رفته بودم رو زیرو کردم اما خبری نبود
با بقیه آدمام هم تماس گرفتم
اوناهم چیزی پیدا نکرده بودن
دیگه داشتم نا امید میشدم ک کنجی زنگ زد
کنجی:پیداش کردم(نفس نفس)
با حرفش لرزی به تنم افتاد
ترسی جونمو در بر گرفت
از جئون جونگ کوک میترسیدم اما وقتی به مری فکر میکردم عشقی که بهش داشتم به ترسم غلبه میکرد
به سمت عمارتی ک کنجی توش بود روندم
بلخره رسیدم
از ماشین پیاده شدم که کنحی دیوید طرفم
این یوپ:کجاست
کنجی:ی زیر زمین روی حیاط پشتی عمارتش داره احتمال میدم اونجا باشه نتونستم خودم برم ببینم
بادیگاردای عمارتش زیادن و نزدیک بود ببیننم
این یوپ:دوتا اسلحه با خشاب پر و دوتا چاقو بهم بده
هردو رو توی دستم گذاشت
کنجی:منو سوهو و جونگ سوک همراهت میاییم این یوپ!
این یوپ:باشه
خب همتون خوب گوش کنید تا جای ممکن نبایذ در گیری پیش بیاد اما اگر یک درصد هم پیش اومد دوتا تیر هوایی میزنیم و بقیه میان کمکمون مفهوم شد؟
....:بله
این یوپ:الویتمون هم مریه!
مری باید سالم از اونجا بیاد بیرون
....:بله قربان
این یوپ:بریم
سمت دیوار رفتیم
هممون از ذیوار اون ور پریدیم و به سمت زیر زمینی که کنجی گفت رفتیم...
Part:⁹³
دم دمای صبح بود و هنوز کنجی بهم زنگ نزده بود
داشتم از نگرانی میمردم
بیش از پنجاه بار اتاقمو رفتمو اومدم
خورشید دیگه داشت در میومد ک گوشیم ب صدا در اومد
کنجی بود
با دیدن اسمش لبخندی روی لبم نشست و سریع جواب دادم
این یوپ:بگو که پیداشون کردی
کنجی:اره همه عمارت هایی که مال خاندان جئونن و توی سئول هستن رو پیدا کردم
۴ عمارت توی سئوله که باید همرو بگردیم
این یوپ:باشه ادرس همرو برام بقرست
خودتم چند نفرو بردار و برو ب یکی از عمارت ها منم میرم سمت یکی دیگه و چندتا از ادمام رو میفرستم سراغ اون دوتا عمارت،هرکس زود تر پیداشون کرد بهم خبر بده
کنجی:باشه موفق باشی
تماسو قطع کردم و با عجله از خونه بیرون زدم
از قبل به آدمام آماده باش داده بودم و با ی تماس همشون سمت ادرسی که داده بودم حرکت کردن
....
یکی از عمارت هایی که خودم رفته بودم رو زیرو کردم اما خبری نبود
با بقیه آدمام هم تماس گرفتم
اوناهم چیزی پیدا نکرده بودن
دیگه داشتم نا امید میشدم ک کنجی زنگ زد
کنجی:پیداش کردم(نفس نفس)
با حرفش لرزی به تنم افتاد
ترسی جونمو در بر گرفت
از جئون جونگ کوک میترسیدم اما وقتی به مری فکر میکردم عشقی که بهش داشتم به ترسم غلبه میکرد
به سمت عمارتی ک کنجی توش بود روندم
بلخره رسیدم
از ماشین پیاده شدم که کنحی دیوید طرفم
این یوپ:کجاست
کنجی:ی زیر زمین روی حیاط پشتی عمارتش داره احتمال میدم اونجا باشه نتونستم خودم برم ببینم
بادیگاردای عمارتش زیادن و نزدیک بود ببیننم
این یوپ:دوتا اسلحه با خشاب پر و دوتا چاقو بهم بده
هردو رو توی دستم گذاشت
کنجی:منو سوهو و جونگ سوک همراهت میاییم این یوپ!
این یوپ:باشه
خب همتون خوب گوش کنید تا جای ممکن نبایذ در گیری پیش بیاد اما اگر یک درصد هم پیش اومد دوتا تیر هوایی میزنیم و بقیه میان کمکمون مفهوم شد؟
....:بله
این یوپ:الویتمون هم مریه!
مری باید سالم از اونجا بیاد بیرون
....:بله قربان
این یوپ:بریم
سمت دیوار رفتیم
هممون از ذیوار اون ور پریدیم و به سمت زیر زمینی که کنجی گفت رفتیم...
- ۳.۵k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط