روزی گنجشکی عقرب را دید که در حال گریستن است ، گنجشک از ا
روزی گنجشکی عقرب را دید که در حال گریستن است ، گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی؟
گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم...
گنجشک او را روی دوش خود گذاشت
و پرید...
وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد..
به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی؟
گفت خودم هم ناراحتم
ولی چه کنم ذاتم اینه...!!
حکایت بعضی از ما آدمهاست......
🌼 🍃 لایک یادت نره🍃 🌼
گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم...
گنجشک او را روی دوش خود گذاشت
و پرید...
وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد..
به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی؟
گفت خودم هم ناراحتم
ولی چه کنم ذاتم اینه...!!
حکایت بعضی از ما آدمهاست......
🌼 🍃 لایک یادت نره🍃 🌼
- ۷۵۵
- ۰۹ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط