{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت ۱۴

ارسلان

-ببخشید که موقع زن گرفتن نپرسیدم کدومو ور دارم

-این چه حرفیه پسرم

-آخه یه ساعته داری چپ به زنم نگاه میکنی گفتم نکنه هوا برش داشته بود فکر کرده بود دخترشو میگرم به جای پسر بی عرضش کارخونه ی ورشکسته شوهرشو نجات میدم

بلخره تیکمو به متینم انداختم البته می خواستم بخاطر نگاهاش به دیانا بزنمش ولی... هوفففف اونموقع می‌فهمید دوسش دارم

متین عصبانی سمت هجوم آوردو یقمو تو مشتش گرفت و گفت

-تو چی میگی عوضی؟

مشتمو بالا آوردم و تو صورتش کوبیدم که نقش زمین شد و گفتم

-همین که شنیدی...



آقا ارسلان آتیش به پا کرد 🙈
دیدگاه ها (۹)

عاشق مغرور #پارت۱۵بلند شدو سمتم هجوم آورد دست به یقه شدیم اق...

عاشق مغرور #پارت۱۶دستمو گرفت توی دستش که بهش نگاه کردم با صو...

عاشق مغرور#پارت۱۳لپام گل انداخت و سرمو انداختم پایین که دست ...

عاشق مغرور#پارت۱۲رنگ نگاهش تغیر کرد تز رو بلند شدو منم بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط