تــــــــــــو چـــــــه میدانی شَب که می شود.
تــــــــــــو چـــــــه میدانی شَب که می شود. . . . گلویَم پُر می شود. . . . پر از یک بُغض ِِ سَنگین بُغضی که ناخواسته می ترکد و چشمانم را پاک ، بارانی می کند، و اما دلم . . . دلم پُر می شود از درد دردهایی پُر از حرف حرف هایی مملوء از سکوت... حرف هایی که یک باره در دلم فَوَران می کنند و روی این دیوار ِِ مَجازی آرام می گیرند...
- ۱.۱k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط