حکایت ما ..
حکایت ما ..
شبیه بچه ای شده که بیقراری کند..
و بعـــــ د ..
شکلاتی برای خفه کردن صدایش ! ..
در حلقومش بچپاننــــــــــد ...!
..!!
اگر دوست نداری ؛ گوشهایت را بگیـــــــــــــر ..نشنــــــــــو !
مثل آن روزهـــــــــا که نشنیدی ام.... ندیدی ام ....
رفتی ..!
من شکلات نمیخواهم !
من "یکی " را میخواستم ..ازاین شکلات های تلخ بــــــــــود !....
تمام شد ...حالا دیگر هیچ نمیخواهم ...حتی شکلات !
شبیه بچه ای شده که بیقراری کند..
و بعـــــ د ..
شکلاتی برای خفه کردن صدایش ! ..
در حلقومش بچپاننــــــــــد ...!
..!!
اگر دوست نداری ؛ گوشهایت را بگیـــــــــــــر ..نشنــــــــــو !
مثل آن روزهـــــــــا که نشنیدی ام.... ندیدی ام ....
رفتی ..!
من شکلات نمیخواهم !
من "یکی " را میخواستم ..ازاین شکلات های تلخ بــــــــــود !....
تمام شد ...حالا دیگر هیچ نمیخواهم ...حتی شکلات !
- ۳۶۶
- ۲۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط