{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت

روزی روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت
زاغ گفت اونجا آنتن نمیده ...
بده بالای درخت برات بگیرم
روباه گوشی رو انداخت
زاغ گفت:این جای پنیری که دوم ابتدایی ازم دزدیدی
دیدگاه ها (۱)

خدا نصیب هیچ دختری نکنه 😂

پارت ۶#پشت غرورتاما از وقتی از کافه بیرون اومده بود، یه حس ع...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_19🍷🎸کمی مکث کرد…آروم...

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

ادامه پارت ۵۲ قسمت دوم

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریزه ز...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:7با صدای زنگ خوردن لحظه عاشقانه شان قطع...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

وقتی جونگ محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت،عاشق شد...

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط