{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لباس تور تن کرده درختان خیابان را

لباس تور تن کرده درختان خیابان را
عروس برف زیبا کرده این شب‌ها خراسان را


برای دستِ گرمت را گرفتن فرصت خوبی‌ست
از این رو دوست دارم سردی ِ فصل زمستان را


لباس گرم می‌پوشیم و با هم راه می‌افتیم
مسیر باغ ملی سوی خود خوانده‌ست مستان را


تو محو گفتگوی برف‌ها و کفش‌ها هستی
به شوخی می‌تکانم بر سرت برف درختان را


لبو داغ است و با آن بوسه‌های داغ می‌چسبد
چه حالی می‌دهد وقتی که با این می‌خورم آن را


سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت / سرها در ...
کسی با سوز می‌خواند سرآغاز زمستان را


بهمن صباغ زاده
دیدگاه ها (۱۰)

نشستم به کنجی به پای دلمو شعری ن‌وشتم برای دلمتمامی پر از عط...

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیستبازوانت تکیه گاهم بود و نیست دل ...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

شبت آرام باشد نازنین، من تخت بیدارمدوباره روی این بالش برایت...

مرگ امید نوجوانها | انهدام تراز معیشت

dream of love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط