{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی محبت کردم و تنها شدم ، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

وقتی محبت کردم و تنها شدم ، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم دانستم باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید !
تنهایی یعنی همیشه سر به سر شیشه میگذارم و اشکهایم جاری میشوند بر سینه ی پنجره …
دیدگاه ها (۲)

شبتون پر ستاره بای

نگران من نشوی !!حال من خوب استآرزوهایم کال ، آفتاب نا پیداست...

مدل مو سوسماری

دل خوش از آنیم که حج میرویم....غافل از آنیم که کج میرویمکعبه...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط