{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوب بود

چه خوب بود
اگر بین من و تو
نه رودی بود و نه کوهی
و نه سایه‌ی هیچ ناامیدی
و نه هیچ آفتاب تند سوزانی
بین ما فقط راهی بود
هموار
و صاف
و روشن
که قلب‌های ما را به هم می‌پیوست
که تن‌های ما را به هم می‌پیوست
ولی دیگر مرا امید رفتن به چنین راهی نیست
و چشمم از دیدن پستی و بلندی
راه‌ها و ناهمواری‌های‌شان
فرسوده است
گام‌هایم از رفتن در تاریکی
به ستوه آمده‌اند
تنم آرزوی فراموشی را دارد
ولی هنوز قلبم چون شمعی می‌سوزد
و من برین کوره‌ راه‌های ناهموار
به امید دیدار تو
روان هستم.

" بیژن جلالی"
دیدگاه ها (۱)

چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی هی...

فرسوده استگام‌هایم از رفتن در تاریکیبه ستوه آمده‌اندتنم آرزو...

چـه خـوب بـوداگـر بیـن مـن و تـونـه رودی بـود و نـه کـوهیو ن...

چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی هی...

چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی هی...

🌹 چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی ...

چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی هی...

چه خوب بوداگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی هی...

عاشقانه ها

چه خوب بود...اگر بین من و تونه رودی بود و نه کوهیو نه سایه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط