{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نبودنت نه

از نبودنت نه
از ان زمان که بودی
و میدیدی
که میشندی
اما ساکت بودی دلگیرم
که بعد از مدتی
که من در غم و نگرانیت دست و پا میزدم
میامدی و راحت میگفتی
چه خبر
دیدگاه ها (۱)

دلم برایت تنک شده ولی سکوت کرده ام. سکوتی به بزرگیه یک مردن!

ســفیر آرزوهــایم ستصــــدای قــدم هایتاگر بیـــاییبه حرمــت...

ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟!ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩﯼ!ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ !ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ...

همیشه دوتا کلمه هست که حرفهای زیادی برای گفتن دارن باید نحوه...

کاش بودی برادر جانچگونه باور کنم نبودنت رانامت را بر کتیبه ا...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا ظهر از...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

بالاخره تموم شد

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط