love out of reach

love out of reach
part3




تهیونگ{سویی ببین ما خیلی وقته که با هم رفیقیم خب ازت میخوام کمکم کنی که... }

سویی{که چی تهیونگ؟}

تهیونگ{کمکم کنی که به دختری که عاشقشم اعتراف کنم
کمکم میکنی؟}

سویی{دختری که عاشقشی؟}*با تردید میگه*

تهیونگ دستشو میزاره رو شونه سویی و با لحنی پر از التماس اما در عین حال پر از شیطنت میگه
تهیونگ{آره کمک کن دیگه...لطفا}
سویی{خب حالا بگو ببینم این دختره که میگی کی هست ؟}

(اینم بگم سویی امید داره کسی که تهیونگ باشه خودش باشه )



تهیونگ {مهم نیست کیه}

سویی {بگو دیگه تهیونگ}

چند مین گذشت کلی اصرار کردم که بهم بگه دختره کیه آخرش هم نگفت .
همش میگه مهم نیست.
بلخره راضی شد که بگه.
تهیونگ{باشه میگم...خب اون....او...خب}

سویی{بگو دیگه تهیونگ}

تهیونگ{خب.....}
دیدگاه ها (۰)

love out of reachpart²گوشیم زنگ خورد تهیونگ بود. با ذوق جواب...

love out of reachpart¹ویو سویی امروز مثل همیشه بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط