{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره های بی حوصله،

قطره های بی حوصله،
یکی یکی سقوط میکنند....
آسمان شوق باریدن ندارد....
دیگر بارانش را حلال زمین نمیکند...
انگار قرار است دنیا...
از این به بعدش...
نیمه کاره بماند...
به دیوار ها خیره میشوی...
دوست داری با مشت...
از خواب بیدارشان کنی...
اما دلت برای عروسک های میخکوب شده میسوزد...
پشیمان از آرزو های کودکی...
میفهمی هنوز هم یاد نگرفته ای...
بزرگ شدن کار خوبی نیست.......
پنجره را باز میکنی....
در کوچه...
کسی برای صدا زدن نیست...
باید دست های شب را محکم بگیری و تا صبح گریه کنی...
دیدگاه ها (۴)

گرگها را دوست دارم...ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺳﻠﻄﺎﻥِ ﺟﻨﮕــَـﻠَﻨﺪ !ﻭ...

دلی که اندوه داردنیاز به شانه دارد نه نصیحت…کاش همه این را م...

پیام تسلیت داریوش ب مناسبت درگذشت زنده یاد حبیب محبیانگفته ...

این قصه از ابتدا به سرآمده بود،فقط این میان من آواره شدم!

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

دشمن را نشانه بگیرید؛ خیابان را رها کنید✍ محمد امین باقری کن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

قاب احساس. پارت ۱

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁶یکی‌یکی فنجون‌ها رو جلوی همه گذاشت.وق...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

#چند پارتیوقتی پسش میزنیمنشیت صدات زد و باعث شد از فکر و خیا...

پیوند خون و اختیارپارت ۳ | دشمنی در سایه‌هاصدای شکستن شیشه، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط