پسری که زیاد دوست دختر داشت بالاخره عاشق شدو ازدواج کرد.
پسری که زیاد دوست دختر داشت بالاخره عاشق شدو ازدواج کرد........!!!بعد خدا بهش یه دختر داد.....!!!یه روزی خدا بهش گفت:یادته چه جوری اشک دخترا رو در میاوردی....؟؟؟!!! حالا خودت دختر داری.....!!نظرت چیه؟؟؟!!تحمل اشکش رو داری....؟؟؟!!!گفت:فقط میتونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونایی که دلشون رو شکستم منو ببخشن......!!! هیچ پدری طاقت دیدن اشک دخترشو نداره.......!! پدرهای اینده......به دختردار شدنتون خوب فکرکنید....!!زمین گرده ها.....
- ۲.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط