{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت. آخر
ویو یونگی

چهار سال بعد

لیسو: شوما اینطولی ازدواج کلدین؟(شما اینطوری ازدواج کردین؟)
ا.ت: اره مامانی..
لیسو: ولیی من نتفیدم(ولی من نفهمیدم)

لیسو رو از دستش گرفتم و چند باری بالا پرتش کردم گرفتم.
یونگی: خب تو هنوز خیلی کوچولویی بابایی..
لیسو: هه هه(خنده)

بوسی به پیشونی ا.ت زدم و گفتم..
_ولی الان بهترین خونه تو لس‌آنجلس داریممم
ا.ت: اره(خنده)
تو همین هین گفتم..
یونگی: لیسو داداش نمیخوای؟

ا.ت: چییی؟
لیسو:آلهههه
یونگی: فک کردی کاغذ آزمایش رو ندیدم؟
ا.ت: هعییی..حالا از کجا میدونی پسره؟
یونگی: میدونم دیگه(خنده)

درسته اوایل هم برای من هم برای ا.ت سخت بود.
ولی الان زندگی عالیی داریم...
پایان...

میدونم ریدم😐
امیدوارم خوشت اومده باشه عزیزم💫💙
حمایت کنین عشقا..
دیدگاه ها (۱۱)

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۲ویو جیمینپیرمرد: من نقشه دارم..اماجیمین:...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۳ویو جونگهیدکتر رفت.منم خواستم برم که..ته...

چند پارتی درخواستی..پارت.۲ویو ا.تتو اتوبوس بودیم که یونگی دس...

چند پارتی درخواستی..پارت.۱ویو ا.تهوا سرد بود..دستام بی حس شد...

عشق مافیا

عشق مافیا

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط