عشقی که بهم دادی

★عشقی که بهم دادی★
پارت ۵۵...
جونگهیون:بابات جیمینو گروگان گرفته؟
کی :ولی نقشه که برای امروز نبود؟
کی گیج شده پرسید.
تمین:میدونم، میخواد کارو زود تموم کنه .بریم!
به سمت اونجاراه افتادن.
+ -آآآه ...من کجام ....
جیمین به آرومی بعد از اون بیهوشی طولانی چشاشو بازکرد .
به خاطر پارچه رو چشماش هیچی نمیتونست ببینه.
شیون :به این زودی بیدار شدی؟
صدایی جیمینو سر جاش خشک کرد.
+ تو کی ای؟
یه دفعه طرف پارچه رو برداشت و جیمین شیونو دید.
از +ز من چی میخوای؟
شیون فقط خنده اذیت کننده ای کرد.
شیون :میخوام بمیری، اونوقت میتونم اون حروم**زاده رو نابود کنم
تمین :سلام تن لش
جیمین برگشت و تمین رو دید.
+تمین...
به آرومی لب زد.
تمین به سمتش رفت و موهاشو محکم کشید .
جیمین از درد داد کشید.
تمین :میخوای بدونی دارم چی میکشم؟ تمین موهاشو محکم تر کشید و کوبید
توصورتش.
شیون : تمین بس کن
شیون جلوی پسرشو گرفت .تمین خواست مخالفت کنه ولی نگاه مرگباری که از پدرش تحویل گرفت اونو سر جاش نشوند.
+شماها به غلط کردم میفتین!
شیون :بخشید؟ تو قراره با اون آشغال از بین بری و هنوز اینقدر شجاعی که از
این حرفا بزنی!
+چرت!
شیون :الان چی گفتی؟
+چرت!
شیون جلو اومد و کشیده محکمی خوابوند تو صورتش قشنگش.
+شماها قبل از اینکه حتی فقط منو بکشین میمیرین آشغاالی مسخره!
جیمین با نیشخند ترسناکی گفت.
شیون دیگه نتونست تحمل کنه، چاقویی در اورد و به سمت جیمین نشونه
رفت که صدایی سر جاش میخکوبش کرد.
_ بزن اگه میخوای بمیری .بزنش!
یونگی با لبخند ترسناکی جلو اومد .پشت سراون، کی و جونگهیون بین دستای افرادش تقلا میکردن.
شیون : منتظر چی این؟ شلیک کنین!
به افرادش گفت ولی در عوض اونا به
سمت خودش و تمین نشونه گرفتن.

ادامه دارد...

ناشناسو پر کنید قشنگام❤️
دیدگاه ها (۰)

★عشقی که بهم دادی★پارت ۵۶..._جدا ساده ای لی شیون یونگی نیشخن...

★سختی★پارت ۵۰...کنارش دراز کشید و خودشو از پشت به پسر کوچیکت...

★سختی★پارت ۴۹....اون زن عوضی بالاخره تونست اخمای تهیونگو توی...

★عشقی که بهم دادی★پارت ۵۴...یارو : قربان، تموم شد یارو سریع ...

my month²پارت⁸

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۸جیمین خندید : میدونی این راننده ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط