(✿) ظهور ازدواج (✿)
(✿) ظهور ازدواج (✿)
(♡)پارت ۱۶۶ (♡)
نفسش رو بیرون داد و گفت:هیچی..یه دوش بگیرم ميريم و در ضمن..
یه بسته بزرگ قرمز رو بالا گرفت که تازه متوجهش شدم.. وقتي اومد علاوه بر کیفش این بسته هم دستش بود..
گنگ همونجور نگاش کردم.
جعبه رو سمت من گرفت و جدي گفت: این مال توعه.. گنگ جلو رفتم و گیج گفتم مال من؟ سر تکون داد. يعني چيه؟ قلبم تند تند میزد. بي
قرار از دستش گرفتم و گفتم چیه؟
جیمین: -يه هديه.. براي تو دیروز گرفته بودم یادم رفت بیارم.
هديه ؟
واقعا براي من؟
باورم نمیشد.
خيلي وقت بود از کسي کادو نگرفته بودم..
اروم گفتم:براي چي؟
جیمین:-همينجوري.. ديدمش .. فك كردم شاید خوشت بیاد و
بهش نیاز داشته باشي..
تند و ذوق زده کاغذ قرمز قشنگش رو نوازش کردم و تند
سرشو برداشتم..
خداي من..
متعجب دستمو بردم داخلش
داخل جعبه مقوايي كادو يه جعبه خيلي شيك و گرون
قیمت چوبي بود..
تند درش اوردم..
يعني توش چیه؟
نگاهي به جیمین کردم که با لبخند باریکي نگاهم میکرد وبعد
گنگ بازش کردم
واي..
واي خداي من..
همزمان با باز کردن در جعبه سه طبقه چوبي باهاش بالا
اومد و..
نفسم بند اومد...
طبقه پایین جعبه پر بود از مداد رنگي در رنگهاي خيلي متنوع و زیاد و طبقه بالاش انواع مداد طراحي و پاك كن و دو طبقه بالاترش پر از باستیل گچي رنگارنگ نقاشي..
والي..
جیمین: -۷۲رنگ مداد رنگي و ٣٦تا باستيل گچي..
این همه؟؟
با دهن باز و شوکه به جیمز نگاه کردم با شك گفت چیه؟دوسش نداري؟
از شدت شوك و شوق اشک تو چشمام حلقه زد و به زور
گفتم دوسش ندارم؟
غلیظ گفتم این... عاليه..عالي..عاشقشم..
و تند و با شوق خودمو انداختم تو بغلش و از گردنش اویزون شدم و ذوق زده و تند تند گفتم: ممنونم..خيلي خيلي
ممنونم... این... حرف نداره
دستاشو انداخت دورم و منو به خودش فشرد و نفس عمیق کشید و گفت باورت ..دارم میخوام که داشته باشم..باز خرابش نکن.
چشمامو بستم و لبخند عمیقی زدم و گفتم:ممنونم..ممنونم
که باورم داري.. خرابش نمیکنم.
سفت شونه مو به خودش فشرد.
تند و هول خودمو عقب کشیدم و لبمو گاز گرفتم.
خاک تو سر ضایع ندید بدیدم کنن
(♡)پارت ۱۶۶ (♡)
نفسش رو بیرون داد و گفت:هیچی..یه دوش بگیرم ميريم و در ضمن..
یه بسته بزرگ قرمز رو بالا گرفت که تازه متوجهش شدم.. وقتي اومد علاوه بر کیفش این بسته هم دستش بود..
گنگ همونجور نگاش کردم.
جعبه رو سمت من گرفت و جدي گفت: این مال توعه.. گنگ جلو رفتم و گیج گفتم مال من؟ سر تکون داد. يعني چيه؟ قلبم تند تند میزد. بي
قرار از دستش گرفتم و گفتم چیه؟
جیمین: -يه هديه.. براي تو دیروز گرفته بودم یادم رفت بیارم.
هديه ؟
واقعا براي من؟
باورم نمیشد.
خيلي وقت بود از کسي کادو نگرفته بودم..
اروم گفتم:براي چي؟
جیمین:-همينجوري.. ديدمش .. فك كردم شاید خوشت بیاد و
بهش نیاز داشته باشي..
تند و ذوق زده کاغذ قرمز قشنگش رو نوازش کردم و تند
سرشو برداشتم..
خداي من..
متعجب دستمو بردم داخلش
داخل جعبه مقوايي كادو يه جعبه خيلي شيك و گرون
قیمت چوبي بود..
تند درش اوردم..
يعني توش چیه؟
نگاهي به جیمین کردم که با لبخند باریکي نگاهم میکرد وبعد
گنگ بازش کردم
واي..
واي خداي من..
همزمان با باز کردن در جعبه سه طبقه چوبي باهاش بالا
اومد و..
نفسم بند اومد...
طبقه پایین جعبه پر بود از مداد رنگي در رنگهاي خيلي متنوع و زیاد و طبقه بالاش انواع مداد طراحي و پاك كن و دو طبقه بالاترش پر از باستیل گچي رنگارنگ نقاشي..
والي..
جیمین: -۷۲رنگ مداد رنگي و ٣٦تا باستيل گچي..
این همه؟؟
با دهن باز و شوکه به جیمز نگاه کردم با شك گفت چیه؟دوسش نداري؟
از شدت شوك و شوق اشک تو چشمام حلقه زد و به زور
گفتم دوسش ندارم؟
غلیظ گفتم این... عاليه..عالي..عاشقشم..
و تند و با شوق خودمو انداختم تو بغلش و از گردنش اویزون شدم و ذوق زده و تند تند گفتم: ممنونم..خيلي خيلي
ممنونم... این... حرف نداره
دستاشو انداخت دورم و منو به خودش فشرد و نفس عمیق کشید و گفت باورت ..دارم میخوام که داشته باشم..باز خرابش نکن.
چشمامو بستم و لبخند عمیقی زدم و گفتم:ممنونم..ممنونم
که باورم داري.. خرابش نمیکنم.
سفت شونه مو به خودش فشرد.
تند و هول خودمو عقب کشیدم و لبمو گاز گرفتم.
خاک تو سر ضایع ندید بدیدم کنن
- ۱۷.۳k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط